درسنامه آموزشی مدیریت خانواده و سبک زندگی پسران کلاس دوازدهم
درس 22: شیوههای آشنایی برای ازدواج
یکی از پیش نیازهای مهم و ضروری برای ازدواج، آشنایی دوطرف از ویژگیهای شخصیتی، اخلاقی، اعتقادی، خانوادگی، رفتاری، فرهنگی و اقتصادی یکدیگر است. دختر و پسر باید با دقت و حساسیت زیاد و با استفاده از راههای مناسب از نقاط قوت و ضعف یکدیگر اطلاع پیدا کنند و متوجه شوند چقدر با هم تناسب فکری و اعتقادی دارند. شیوهها و فرایندهای مختلفی برای شروع آشنایی و شناخت، در بین افراد مرسوم است «آشنایی های فردی، مجازی و خانوادگی» که در این درس به آنها پرداخته میشود.
آشناییهای فردی
در آشنایی فردی، دختر و پسر به خاطر جذابیتهای رفتاری، علمی، ظاهری، اشتراکات کاری یا تحصیلی، دردها و مشکلات مشترک، به صورت مستقیم با یکدیگر مرتبط میشوند. پس از مدتی که پسر زمینه را مساعد دید، از دختر خواستگاری میکند و بعد از اینکه همدیگر را انتخاب میکنند، خانوادهها را در جریان قرار میدهند. اتفاقاتی که در پی این قبیل آشنایی میافتد و مشکلاتی که به وجود میآید، اتفاقات مهمی است که عموماً به آن بیتوجهی میشود.
اختلال در شناخت
علاقهمند شدن قبل از شناخت، نقطۀ آغاز شکست است. اگر قلب زودتر از عقل به کسی وابسته شد، دیگر عقل نمیتواند نظری بدهد؛ چرا که قلب تصمیمش را گرفته است و به قول معروف محبت، آدم را کور و کر میکند. طبیعی است
وقتی دختر و پسری برای شناخت طرف مقابل در روابط اجتماعی با او انس میگیرند، قبل از آنکه بخواهند شناختی از هم پیدا کنند، به هم علاقهمند میشوند. این علاقۀ قلبی، فرصت را از عقل میگیرد. برای همین است که دیگران نقاط ضعف بزرگی را از طرف مقابل میبینند ولی اصلاً به نظر آنها نمیآید. وابستگی در این شرایط یعنی حتی وقتی عیبهای او را هم میبینند، نمیتوانند از او دل بکنند و آن وقت است که واقعا به دردسر میافتند.
فرایند آشنایی و انتخاب همسر باید به گونهای باشد که عوامل تحریک کنندۀ قلب زودتر وارد عمل نشود. نگاه و ارتباط مستقیم و روابط عاطفی، همه تحریککنندۀ قلب است. جالب است که آنهایی که احساسیترند بیشتر مدعی این هستند که احساساتی عمل نمیکنند؛ بنابراین برای اطمینان از این مسئله، باید دید آیا آنچه از طرف مقابل احساس میکنیم، دیگران هم تأیید میکنند یا نه.
ازدواج اجباری:
این سالها ازدواج بخش زیادی از افراد «ازدواج اجباری»، است. البته نه اجبار بیرونی، بلکه یک اجبار درونی که آزادی انتخاب را از آنها میگیرد؛ اما اگر این افراد ابتدا معیارهای ازدواجشان را در یک فرآیند عاقلانه مشخص میکردند، و پیش از اینکه اجازه بدهند کسی وارد حریم عاطفی آنها بشود، ابتدا مطمئن میشدند که ملاکهایشان را دارد یا ندارد و افراد را انتخاب میکردند، این چنین با شکستهای عشقی پیش و پس از ازدواج مواجه نمیشدند. در واقع این افراد خود دارند شکست را انتخاب میکنند.
همجوشی (صفحه 137 کتاب درسی)
مواردی از شکستهای عشقی پیش یا پس از ازدواج اطرافیانتان را برای دوستانتان بیان کنید. دلایل این شکستها را بررسی کنید.
ازدواج با دوستی عاشقانه:
«باید عاشق باشی تا بتوانی ازدواج کنی» این کلیشۀ تکراری و نخ نمای فیلم و سریالهاست که اگر دختر و پسری همدیگر را در نگاه اول پسندیدند، در ازدواج مناسب هم هستند و زندگی شیرینی خواهند داشت؛ همانطور که در دروس قبل گفته شد، ازدواج با دوستیهای عاشقانه رمانتیک علی رغم جذابیت بالایی که دارد، نرخ طلاق بالایی را نیز به خود اختصاص داده است؛ چرا که این عشقها، به همان سرعتی که به وجود میآید با همان سرعت نیز فروکش میکند. ضرب المثل «وصال مدفن عشق است»، مربوط به این نوع عشق است؛ ضرب المثلی که در بسیاری از فرهنگهای غیرایرانی نیز وجود دارد. این عشقها مانند کاتالیزوری عمل میکند که صرفا سرعت پیوند را افزایش میدهد.
البته این به این معنا نیست که همۀ عشقها ناپاک است؛ ولی در هرحال، پیامدهای عشق الزاما به پاک بودن و ناپاک بودن آن ارتباطی ندارد.
محور علاقههای پیش از ازدواج با حقایق زندگی همخوان نیست و زندگی، با به سردی گراییدن آتش عشق، شیرینی و گرمی خود را از دست میدهد و مشکلات، بیشتر جلوه مینماید. حتی اگر شما در انتخاب همسرتان، جذابترین دختر را برگزیده باشید، تمام این عنوانها و ابهتها و زیباییها چند وقت پس از ازدواج رنگ میبازد و فروکش میکند.
انتخاب عاقلانه؛ زندگی عاشقانه:
عشق برای ادامۀ ازدواج ضروریتر از آغاز آن است. عشقی که به تدریج با دیدن سنخیت و مسئولیتپذیری طرف مقابل در زندگی شکل میگیرد، ظرفیت شما را برای تحمل سختیها و گذشت افزایش خواهد داد. این عشق ناشی از انتخاب عاقلانهای است که قبلاً کردهاید و حاصل مراقبتی است که پیش از ازدواج از قلب خود کردهاید. شما با مطالعه و مشورت، معیارهای مؤثر در ازدواج را دانستهاید و با سختگیری زیاد و دقت فراوان، مناسبترین گزینه را شناختهاید و این به یک زندگی عاشقانه منجر خواهد شد. عاقلانه انتخاب کردهاید که توانستهاید یک عمر عاشقانه زندگی کنید. نوش جانتان... .
مدیریت علایق در روابط بین فردی:
ارتباطات اجتماعی، به گونهای است که خواسته یا ناخواسته در معرض ارتباط با دختران قرار میگیرید. اگر بخواهید این ارتباط رنگ و بوی عاطفی به خود نگیرد، باید نکات زیر را رعایت کنید:
1- توجه کنید که دلیلی که باعث آشنایی شما با فرد مقابل شده است، نمیتواند به تنهایی اساس خوبی برای ارتباطهای بعدی باشد. مثلاً ممکن است شما نظر او در مورد یک مسئلۀ سیاسی را بپسندید و دیدگاه مذهبی او را دوست داشته باشید. این به تنهایی نمیتواند دلیلی برای انتخاب او به عنوان همسر باشد.
2- اگر به یک دلیل واقعی مثل همکاری علمی مجبورید با دختری هم صحبت شوید، نباید بگذارید این صحبتها وارد حریم خصوصی شما بشود. نوع برخورد، اقتدار و جدیتی که از خود نشان میدهید، تعیینکنندۀ محدودۀ ارتباط شما خواهد بود.
3- حجب و حیای خود را در ارتباط با جنس مقابل افزایش دهید و حد و مرزهای مشخّصی در ارتباط با جنس مقابل ایجاد کنید. این حجب و حیا مانع ایجاد محبت و وابستگی خواهد شد.
4- بعضی با این تصور که «هر موقع احساس کردیم رابطه جنبۀ عاطفی پیدا کرد، آن را متوقف میکنیم»، با خیال آسوده، به رابطۀ خود با دختر یا دخترانی ادامه میدهند. در حالی که در اغلب موارد، فرد دیر متوجه تأثیرات عاطفی میشود. چرا که این امر ابتدا در سطح «ناخودآگاه» شکل میگیرد و وقتی برای فرد روشن میشود که دلبستگی و وابستگی شدیدی رخ داده باشد و جدایی بسیار سخت شده است. بنابراین باید مدیریت روابط پیش از بروز این احساس و بر اساس نکات قبلی آغاز و از استمرار روابط جلوگیری شود.
خودم دوستش دارم... :
ممکن است شما به هر دلیلی علاقۀ دختری به دلتان افتاده یا دختری را برای ازدواج مناسب میدانید؛ در این صورت دو نکته را درنظر بگیرید:
- بیگدار به آب نزنید و احساسات خود را زود به دیگران بروز ندهید. ابراز احساسات از جانب شما ازدواجتان را پیچیدهتر خواهد کرد و ممکن است تا مدتی درگیر این یکی دو کلمه که گفتهاید بمانید.
- برای کنترل و مدیریت احساس خود بهتر است با یک مشاور امین و پخته مشورت کنید. او مثل شما از نظر عاطفی با این فرد درگیر نیست و کمک زیادی به شما خواهد کرد.
- تنها به دلیل علاقه، کسی را برای ازدواج انتخاب نکنید. ابتدا از دیگران مشورت بگیرید که آیا آنها هم همتایی و تناسب شما را تأیید میکنند یا شما چون درگیر علاقه شدهاید، همدیگر را متناسب میدانید.
آشنایی بدون نتیجه:
در بسیاری از موارد این آشناییها به ازدواج منجر نمیشود؛ مثلاً ممکن است دختر یا پسر پس از مدتی متوجه شوند به درد ازدواج با یکدیگر نمیخورند یا اینکه خانوادهها چنین احساسی میکنند و این ارتباط قطع میشود. در این حالت ضمن آنکه آسیب عاطفی خواهید دید، چون دختر بیشتر آسیب میبیند، شما دچار احساس گناه زیادی هم خواهید شد. وقت و انرژی زیادی نیز از دو طرف گرفته شده و نتیجهای به دست نیامده است. علاوه بر این دختری که با او ارتباط برقرار کردهاید، طبیعتا مزایایی داشته است. این مزایا از ذهن شما نخواهد رفت و در الگوی مطلوب شما از یک همسر وارد خواهد شد. در آینده با هرکس ازدواج کنید، همین مزایا را نیز از او انتظار خواهید داشت و به همین ترتیب رضایت خود را کاهش خواهید داد و احیانا مقایسه خواهید کرد. بنابراین هرچه ارتباطات فرد بیشتر باشد، رضایت او از زندگی کمتر خواهد شد.
گاهی نیز با اینکه پسر خواهان ازدواج با دختر هست، اما آمادگی ازدواج ندارد. این باعث میشود این ارتباطات، طولانی شده و در اثر ادامۀ آن، دختر موقعیتهای زیادی را از دست بدهد. در نهایت هم بر اثر اختلافاتی که بینشان پیش میآید یا بروز حوادث یا مخالفت خانوادهها، این ازدواج به نتیجه نمیرسد و باعث سرخوردگی دختر میشود. پسرانی که بدون قصد ازدواج و برای راضی کردن دختر به دوستی، به او پیشنهاد آشنایی برای ازدواج را میدهند، با زندگی دختران بازی میکنند و این بی اخلاقی و ظلم بزرگی است که روزی آنها را گرفتار خواهد کرد.
در ذهن تو چه میگذرد (صفحه 140 کتاب درسی)
به نظر شما آیا بین شیوههای جدید خواستگاری و افزایش آمار طلاق در سالهای اخیر، ارتباطی وجود دارد؟
بنابراین به طور کلی توصیه میشود در آشنایی فردی، از همان جلسات اول، خانوادهها را با یکدیگر آشنا کنید. این یک اصل مهم است. در روند آشنایی با خانوادهها به خیلی از نکات خواهید رسید قبل از آنکه احساسات درگیر شود.
شناخت یا ارتباط:
هر قدر شما با هم رفت و آمد کنید شناختتان از یکدیگر کامل نخواهد شد. شناخت باید از راههای مختلف مثل گفتگو، تحقیق از محل کار، محل زندگی، محل تحصیل، دوستان و فامیل و مشورت گرفتن از دیگران صورت بگیرد. این موارد وقتی اتفاق خواهد افتاد که شما رسماً از طریق خانواده به خواستگاری رفته باشید. آشنایی باید به شناخت و انتخاب کردن طرفین کمک کند و نه ارتباط آنها با یکدیگر.
آشنایی در فضای مجازی
در فضای مجازی هر کس، از جمله خود شما، صرفا آن ابعادی از شخصیتش را که دوست دارد به نمایش میگذارد. زیباترین عکس را برای معرفی خود انتخاب میکند و چیزهایی که دوست ندارد را به دیگران نشان نمیدهد. به همین دلیل فضای مجازی فضای مناسبی برای ازدواج و خواستگاری نیست.
همجوشی (صفحه 141 کتاب درسی)
دلیل نشان ندادن خود واقعی در فضای مجازی را از نگاه خود با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
فضای مجازی راه مطمئنی برای دستیابی به زندگی واقعی نیست. زندگی شما بنا نیست در فضای مجازی ادامه پیدا کند. در زندگی واقعی موقعیتهایی پیش میآید که افراد، ممکن است عصبانی یا ناراحت شوند. واکنش عادی افراد در این ناملایمات را فقط در زندگی واقعی میتوان فهمید. برای همین در ارتباطات فضای مجازی دقتهای زیر نیز موردنیاز است:
- در فضای مجازی، فقط یک لایه از شخصیت فرد را میبینید، اگر از او خوشتان بیاید، بقیۀ شخصیت او را مطابق میل خودتان تصور و تکمیل میکنید. برای همین هر دو یکدیگر را آرمانی و ایدهآل در نظر میگیرید.
- در فضای مجازی چون احساس نظارت بیرونی نمیکنید، زمینۀ عبور از خطوط قرمزتان زیاد است. خیلی مراقب باشید که گفتگویتان وارد حریم خصوصی و عواطف شخصی نشود؛ اگر وارد چنین فضایی شدید، کنترل آن خیلی دشوارتر خواهد شد.
- مواظب رفتارهایی که چراغ سبز محسوب میشود، باشید؛ زیرا خیلی زودتر از آنچه فکر میکنید، وارد ارتباط خواهید شد. تمام رفتارهای شما معنیدار است. مواظب معنای رفتارهایتان باشید. یک لایک برای تشویق یا تشکر، ممکن است در ذهن دیگران معنای دیگری را ایجاد کند.
- البته در بین جلسات خواستگاری که در حضور خانوادهها تشکیل شده باشد، میتوان بخشی از سؤالات را در فضای مجازی از همدیگر پرسید. در واقع فضای مجازی به عنوان مکمل جلسات خواستگاری نقش خوبی میتواند ایفا کند؛ مشروط به آنکه فضا عاطفی نشود و بتوانید نظراتتان را به درستی و با دقّت منتقل نمایید.
آشناییهای خانوادگی
منظور از آشنایی خانوادگی این است که شما در هر حالی فرایند شناختتان را در بستر خانواده پیش میبرید. به این معنا که شما چه شناخت اولیه از طرف مقابل داشته باشید و چه از طریق فرد دیگری به شما معرفی شده باشد، شروع آشناییهای ازدواج و بحث از ازدواج و خواستگاری، همراه با خانوادهها صورت بگیرد. در مواردی هم که در محیط تحصیل یا در محیط اجتماع، دختری را احیانا بپسندید، بهتر است مطلب را با خانواده در میان بگذارید و از طریق آنها اقدام کنید.
این آشناییهای خانوادگی بیشتر از طریق معرف یا واسطه اتفاق میافتد. معرف در ازدواج، کسی است که بر اساس شناختی که از دختر و پسر و خانوادههای آنان دارد، دو جوان را برای ازدواج به یکدیگر معرفی میکند و با واسطهگری بین خانواده طرفین، تا به بار نشستن ازدواج آنها را یاری میرساند. این معرف میتواند یکی از اعضای خانواده، فامیل، دوستان، همسایگان یا واسطههای مطمئن باشد. در مورد معرف و ملاحظات مربوط به آن، خواستگاری و تحقیقات در کتاب مدیریت خانوادۀ دختران راهکارهای خوبی ارائه شده است.


